لسان الملك سپهر
2257
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
مىگذرد از امّت من از ناشايستى كه نفس ايشان آرزو كند ، مادام كه بدان سخن نكنند ، يا به كار نبندند . انّ اللّه عند لسان كلّ قائل : خداوند نزد زبان هر گوينده است ، و شاهد گفتار اوست . انّ اللّه اذا اراد بقوم خيرا ابتلاهم : چون خداوند اراده خير كند از براى قومى ، ايشان را مبتلا مىكند و ممتحن مىدارد . و انّ شرّ النّاس عند اللّه يوم القيمة ، من فرقه النّاس اتّقاء فحشه : بدترين مردم در روز قيامت نزد خداوند بندهاى است كه مردم از گزند زبان و بيم دشنام او پراكنده شوند . انّ من شرّ النّاس منزلة عند اللّه يوم القيمة عبدا اذهب آخرته به دنيا غيره : بدترين مردم روز قيامت در نزد خداوند بندهاى است كه آخرت خود را براى رونق دنياى ديگرى از دست بگذارد . انّ اشقى الاشقياء من اجتمع عليه فقر الدّنيا ، و عذاب الآخرة : شقىترين اشقيا كسى است كه در دنيا فقير باشد ، و از كثرت عصيان در آخرت معذّب گردد . إنّ الدّنيا حلوة خضرة ، و إنّ اللّه مستخلفكم فيها ، لينظر كيف تعلمون ؟ نمايش دنيا نغز و نيكوست ، و خداوند نگران است كه بندگان شيفته شوند يا بپرهيزند ؟ انّ من السّنّة ان يخرج الرّجل مع ضيفه الى باب الدّار : سنّت است كه مرد تا در خانهء خود مهمان را مشايعت كند . إنّ المصلّى ليقرع باب الهلك ، و إنّه من يدم قرع الباب ، يوشك أن يفتح له : نمازگزاران ابواب سلطنت اخروى را قرع مىكنند ، و آن كس كه درى را بكوبد و دست بازندارد ، بعيد نيست كه آن در به روى او گشاده گردد . إنّ ربّي أمرني أن يكون نطقي ذكرا ، و صمتي فكرا ، و نظري عبرة . پروردگار من مرا امر فرمود كه چون سخن گويم به ياد او تسبيح كنم . و چون خاموش باشم در صفات او تفكر نمايم ، و نظارهء من در آفرينش از در عبرت باشد . انّما انا رحمة مهداة : همانا من از بهر عالميان هديههاى رحمتم . انّ شفاء العىّ السّؤال : چون در كارى عاجز مانند پرسش كنند و مسئلت جويند . انّه يعرف الفضل لاهل الفضل ذو الفضل : همانا صاحب فضل از براى اهل فضل